نتونستم پیدات کنم.ایتا پیام بده. وبلاگ خودت کو. چه مسخره بازیه دراوردی
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 3:31
سلام دلبر
خیلی حالم خوبه.دیشب خوابتو دیدم.اومده بودی خونمون.فدای نگاهت بشم ..از بس قشنگ نگاهم میکردی..انرژی نگاهت تا الان باهامه.
بهم گفتی ۹ مهر قراره بچم دنیا بیاد.منم گفتم نگران نباش خودم باهاتم.
نمیدونم واقعا ۹مهر قراره چه اتفاقی برات بیفته.هر چی که هست امیدوارم به آرزوت برسی .❤️❤️❤️
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 22:22
حسم یه جوریه که انگار یکی بهم گفته "باید یه خبری بهت بدم فقط قول بده به خودت مسلط باشی"؛ ولی بعدش سرشو انداخته پایین و زده زیرِ گریه.
پ ن : ما را به چه تقصیر، فلک در به در انداخت!
♥ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۲ ساعت 11:37 توسط آرامش:
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:39
برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 15:39